الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

82

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

سرزمينى كه اهلش آن را ترك كرده و از آن هجرت مىكنند - و آن « فىء » ناميده مىشود - و ميراث كسى كه وارثى نداشته باشد ، و سرزمين و اموالى كه پادشاهان به اين و آن مىبخشيدند - در صورتى كه صاحب آن شناخته نشود - و بيشه زارها و جنگلها و دره‌ها و سرزمينهاى موات كه همه اينها از آن خدا و پيامبر ص و بعد از او براى كسى است كه قائم مقام او است ، و او آن را در هر راه كه مصلحت خويش و مصلحت مردمى كه تحت تكفل او هستند ببيند ، مصرف خواهد كرد » ( 1 ) . گرچه همه غنائم جنگى در حديث بالا نيامده است ، ولى در حديث ديگرى كه از امام صادق ع نقل شده مىخوانيم : ان غنائم بدر كانت للنبى خاصة فقسمها بينهم تفضلا منه : « غنائم بدر مخصوص پيامبر ص بود و او به عنوان بخشش آنها را در ميان جنگجويان تقسيم كرد » ( 2 ) . از آنچه گفته شد چنين نتيجه مىگيريم كه مفهوم اصلى انفال نه تنها غنائم جنگى بلكه همه اموالى را كه مالك خصوصى ندارد شامل مىشود و تمام اين اموال متعلق به خدا و پيامبر ص و قائم مقام او است ، و به تعبير ديگر متعلق به حكومت اسلامى است و در مسير منافع عموم مسلمين مصرف مىگردد . منتها در مورد غنائم جنگى و اموال منقولى كه با پيكار به دست سربازان مىافتد ، قانون اسلام - چنان كه در همين سوره شرح خواهيم داد - بر اين قرار گرفته كه چهار پنجم آن را به عنوان تشويق و جبران گوشه اى از زحمات جنگجويان به آنها داده شود ، و تنها يك پنجم از آن به عنوان خمس در مصارفى كه ذيل آيه 41 اشاره خواهد شد مصرف گردد ، و به اين ترتيب غنائم نيز در مفهوم عمومى انفال مندرج است و در اصل ، ملك حكومت اسلامى است و بخشيدن چهار پنجم آن به جنگجويان به عنوان عطيه و تفضل است ( دقت كنيد ) .

--> ( 1 ) و ( 2 ) كنز العرفان جلد اول صفحه 254 .